چهار - تاریخ: 1401/4/16 ساعت: 8:06
هر موجود زندهای لاجرم میل به مُردن دارد... فروید
از بی عرصه گی... - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 14:21
از بی عرصه گی... درطول تاریخ، اندک گروه بشری اندیشیده و جوییده است. همه ی آنچه که امروز در دست داریم مرهون همین گروه اندک است. در مقابل، گروهی دیگر به علت دشواری انجام این کار، مبتلا به گریز ِ از مطالعه و سنجش بوده اند. این گروه تنها توانسته است با د
از دیدار... - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 14:21
از دیدار... دیدار؟!! جواب من مشخص است. دیداری هرگز ممکن نخواهد بود.اگر راضی شوم که ملاقاتی اتفاق افتد در آن صورت آشکارا به خود خیانت کرده ام. حالا ملاقات ها بسیار ترسناک هستند. چرا که ممکن است مظلومیتی که در قبال رفتار های تو نصیب برده ام را یکسره ا
از خواب ها... - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 14:21
آخرين جمله هاي او قبل از مرگش: حالا پايان كار است مي توانم مرخصي بگيرم و استراحت كنم. حالا مي توانم در شبهايي غرق شوم كه عمق خاطرات شبهاي پيش از آن، در آن بسيار است... نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین ۱۳۹۶ساعت 22:3 توسط جاوید|
شرح یک نبرد - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 14:21
منظورم را بفهمید، چه شادی عنان گسیخته ای به انسان دست می دهد اگر دیگران درکش کنند، بی آن که خود گامی در این راه برداشته باشد. نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۷ساعت 22:32 توسط جاوید|
یک - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 14:21
یک باری هم بود که فکر کردم اگر دفتر خاطراتم در سالهای بعد، در سالها خیلی بعد تر، توسط پسرکی بازیگوش برداشته شود و بنا به هر دلیلی آن پسرک بخواهد خواندنش را تا چند صحفه ادامه دهد آیا نهایتاً قرار نیست از این کار خسته شود؟! زندگی من هیچ مورد واضح و بر
دو - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 14:21
همه چیز به سرعت در حال سپری شدن است. از بزرگترین چیزها تا کوچکترین آنها. از مهم ترین چیزها تا بی اهمیت ترین آنها. از احساسی که همیشه نسبت به تو در من وجود داشته تا حوصلهی نوشتن این خطوط. همه چیز به سرعت در حال سپری شدن است. چه خوب بود که یک نفر را د
سه - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 14:21
حدالامکان میبایست ساده حرف زد. باید نسبت به لغات قلمبه و سلنبه بدبین بود. همیشه این امکان وجود دارد که کسی با جمله ها و ترکیب های پرطمطراق قصد فریب و به غلط انداختن خواننده را داشته باشد. من به این نوع چیزها مشکوکم. اینها را ذیل مقوله مغالطات می دان
مقصد؟ - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 14:21
راه! مقصد! راهِ درست! مقصد درست! همهی دردسرها از همین جا شروع می شود. وقتی که کسی قصد کند که راه درست را به شما نشان دهد و یا حتی بخواهد از امکانِ آن سخن بگوید. واقعیت این است که نه راهی هست نه مقصدی، بلکه تنها چیزی که وجود دارد افسانه است و افسانه
از انتخاب ها ... - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 11:49
از انتخاب ها ... ماهیت انسان ها در مواجهه با شبکه ی ارتباطی آن ها با یکدیگر تشکیل می یابد. توجه داشته باشیم که اینجا مراد از "شبکه" ضرورتا محیط جغرافیایی نیست، بلکه شبکه شامل مجموعه ای از ارتباطات و رفتارهای به هم تنیده ای است که تحت تاثیر یکدیگر هس
از بی خوابی ها... - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 11:49
در هر صورت باید خوابید. واقعیت این است که بی خوابی زودتر از حتی تشنگی آدم را از پا در می آورد. حال نباید از اندام نحیف و مکیده شده ام تعجب کنم. بی خوابی حجم آدمی را مزمزه میکند. حجمی که برای من از همه ی جهت ها در حال عقب نشینی است. حجمی که به دیگر حج
از عَرضه کردن... - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 11:49
از عَرضه کردن... فرقی نمی کند که چه کسی باشی، زیاد حالی ات باشد یا کم، زشت باشی یا زیبا، پیر یا جوان، آدم خوبی باشی یا بد... همیشه دنبال ِ یک "عشق" خواهی بود تا خودت را بدآن به صورت تمام و کمال و به طرز احمقانه ای عرضه کنی... و این تفسیر ناپذیرترین
از آنچه که ضروریست - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 11:49
بیشتر افراد حتی بدون این که خودشان متوجه باشند تنها به این دلیل به فکر زیبایی هستند تا که از تنهایی ها فرار کنند! البته می توان علت های دیگری را هم به این مورد اضافه کرد... اما دیگر چیزها به اندازه ای بی اهمیت هستند که می توان از آن ها صرف نظر کرد. د
از احساس مالکیت - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 11:49
هرگز هیچ کودکی حاضر نیست داشته های خود را با دیگران تقسیم کند. چرا که حس مالکیت در کودک بسیار قوی است. دو الی چهار سالگی، سنینی است که کودکان یاد می گیرند از وابستگی دائمی به دیگران رها شوند و آرام آرام به سمت استقلال پیش روند. بهای دست یابی به این م
از بی عرصه گی... - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 11:49
از بی عرصه گی... درطول تاریخ، اندک گروه بشری اندیشیده و جوییده است. همه ی آنچه که امروز در دست داریم مرهون همین گروه اندک است. در مقابل، گروهی دیگر به علت دشواری انجام این کار، مبتلا به گریز ِ از مطالعه و سنجش بوده اند. این گروه تنها توانسته است با
از دیدار... - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 11:49
از دیدار... دیدار؟!! جواب من مشخص است. دیداری هرگز ممکن نخواهد بود.اگر راضی شوم که ملاقاتی اتفاق افتد در آن صورت آشکارا به خود خیانت کرده ام. حالا ملاقات ها بسیار ترسناک هستند. چرا که ممکن است مظلومیتی که در قبال رفتار های تو نصیب برده ام را یکسره
از بهت... - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 11:49
از بهت... دریافتم که ناچیزتر از آنم که رنج عظیم هستی را بتوانم آنگونه که باید متوجه شوم. گویی من هم از دگرگونی روزگار در امان نبوده ام. این چیزها خوشایند نیست. حالا چشهایمان به رودخانه های خشک مبدل شده و توانایی گریستن بر همین مقدار رنج هم از دست رف
از تصمیم... - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 11:49
می توان گفت که زندگی، تنها جان به در بردن از موقعیت های مختلفی است که قصد هلاکت انسان را دارند. چرا که از عشق تا نان؛ در واقع همه چیز علیه اوست. این شمایید که باید در ابتدای “درک هستیِ آلوده ی زمین” تصمیم بگیرید که آیا قصد جان به در بردن از این موقعی