خرید بک لینک

یک باری هم بود که فکر کردم اگر دفتر خاطراتم در سالهای بعد، در سالها خیلی بعد تر، توسط پسرکی بازیگوش برداشته شود و بنا به هر دلیلی آن پسرک بخواهد خواندنش را تا چند صحفه ادامه دهد آیا نهایتاً قرار نیست از این کار خسته شود؟! زندگی من هیچ مورد واضح و برجسته ای را شامل نمی شود. هیچ چیز متمایزی داخل آن وجود ندارد. مثل اکثر انسانهایی که در جامعه حضور دارند من هم در یک حلقه ی مشخص و تکراری از وقایع و مراحل گیر کرده ام و هرگز هم برای رها شدن از آن دلیل قانع کننده ای نیافته ام. شاید این مناسب ترین و طبیعی ترین حلقه برای من است. فکر می کنم هر کسی نهایتاً مناسب ترین حلقه را در زندگی برای خودش پیدا می کند و موقعیت فعلی افراد طبیعی ترین شکل زندگی برایشان محسوب می شود. کافیست تنها یک لحظه فکر کنید که در خارج از این حلقه چطور ممکن خواهد بود که مغز انسانها در مواجهه با افکار بیرون منفجر نشود و بتواند واقعیت های بیرون را تحمل کند؟ بی شک این شرایط برای من هم برقرار است. چیزی که ضروری به نظر می رسد تکرار شدن در حلقه است. مثل یک ماهی که در تنگ آب تکرار می شود. هر یک به نحوی منحصر به فرد مطابق با آرزوها و تجربه هایی که داشته ایم و نه بیشتر! بنابراین خوانده شدن من در ذهن آن کودک از روی صفحات دفتر خاطراتم بسیار مهم خواهد بود، اما برای او این کار چه ضرورتی ممکن است داشته باشد؟! او چگونه می تواند متوجه شود که این امر تا چه اندازه برای من باید ضروری باشد؟!

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۷ساعت 17:17 توسط جاوید|


برچسب: نویسنده: آرین صالحی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:21

صفحه بندی